کمال همنشین
در دنیا و جامعه و محیطی که ما در آن زندگی می کنیم ، رفتار دیگران تأثیر زیادی در اخلاق و رفتار و سرنوشت ما دارد. در این محیط هم افراد درستکار با ایمان و فداکار زندگی میکنند، هم افراد نادان و خلافکار، این بستگی به عقل و تدبیر ما دارد که با چه کسانی معاشرت و همنشینی کنیم. اگر با افراد موفق و با ایمان معاشرت کنیم از دانش و اخلاق و رفتار خوب آنان بهره میبریم. یا حداقل از تجربههای خوب آنان استفاده میکنیم؛ اما اگر با افراد نادان معاشرت و دوستی کردیم، اخلاق و رفتار بد آنان بر روی ما تأثیر میگذارد و ما را منحرف میکند.
بسيار ديده شده است كه سرنوشت افراد خوب و بد، بر اثر معاشرتها بكلّى دگرگون شده، و مسير زندگانى آنها تغيير يافته است. معاشرت با افراد بد، حسّ بدبينى را در انسان، تشديد مى كند و سبب مى شود كه نسبت به همه كس بدبين باشد.
روشنى اين موضوع، يعنى سرايت حسن و قبح اخلاقى از دوستان به يكديگر سبب شده كه شعرا و ادبا، نيز در اشعار خود هر كدام به نوعى درباره اين مطلب دادِ سخن بدهند.
می خوانیم:
كم نشين با بدان كه صحبت بد گر چه پاكى، تو را پليد كند
آفتـاب ار چـه روشــن اســت آن را پاره اى ابر ناپديد كنــد
در جاى ديگر آمده است:
با بدان كم نشين كه بدمانى خو پذير است نفس انسانى
و نيز گفته اند:
صحبت نيك را زدست مده كه و مِه به شود زصحبت به
مولوي در مثنوي میگوید:
تا توانـی مـی گریز از یــار بد
یار بــد بدتـر بـود از مـــار بـد
مار بد تنها همی بر جان زند
یاربد بر جــان و بر ایمـان زند
سعدی نیز در این رابطه می فرماید:
گِلــى خوشبــوى در حمـام روزى
رسيد از دست محبوبى به دستم
بدو گفتــم كه مشكــى يا عبيـرى
كـه از بـوى دل آويـــز تـو مستـــم
بگفتـــا مـن گِلـــى ناچيـــز بـودم
وليكــــن مدّتى با گُـل نشستــم
كمـال همنشيــن در من اثـر كـرد
وگرنه من همان خاكم كه هستم
در اینجا همنشین شایسته و رفیق صالح، نظیر همنشینی گِل و شبیه شدن آن به گُل است. یعنی انسان را به کمال میرساند و رفیق نامناسب و ناباب، آدمی را از مسیر هدایت و کمال خارج میسازد.