ميان پيغمبران جرجيس را انتخاب کرده !
ميان پيغمبران جرجيس را انتخاب کرده !
حتما اين ضرب المثل را شنيده ايد؟ آيا مي دانيد ريشه اين ضرب المثل از كجاست و در چه موقعي مورد استفاده قرار مي گيرد.
استفاده و استناد عبارت اين ضرب المثل موقعي است که مخاطب در انتخاب مطلوبش بي سليقگي نشان دهد و آنچه را که کم فايده و بي مايه تر باشد انتخاب كند.
اما در باره ريشه آن دو حكايت نقل شذه است كه به هردو مورد آن اشاره مي كنيم.
1- مي گويند روباهي خروسي را از روستايي ربود و با عجله به سوي لانۀ خود مي رفت. خروس در دهان روباه با حال تضرع گفت: صد سكه مي دهم که مرا خلاص کني. روباه قبول نکرد و بر سرعت خود افزود. خروس گفت: حال که از خوردن من چشم نمي پوشي خواهشي دارم که توقع دارم آن را برآورده کني. روباه گفت: چه خواهش و آرزويي داري؟ خروس گرفتار که در زير دندانهاي تيز و برندۀ روباه به دشواري نفس مي کشيد جواب داد: اکنون که آخرين دقايق عمرم سپري مي شود آرزو دارم اقلاً نام يكي از پيامبران مثلا حضرت نوح را كه يکي از انبياي عظام است بر زبان بياوري تا شايد به حرمت آن پيامبر خدا ، سختي جان کندن براي من آسان شود. البته مقصود خروس اين بود که روباه به محض آنکه دهان گشايد تا کلمه اي بگويد او از دهانش بيرو افتد و بگريزد و خود را به شاخۀ درختي دور از دسترس روباه قرار دهد. روباه که خود سرآمد مکاران است به قصد و نيت خروس پي برده و گفت: جرجيس، جرجيس و با گفتن اين کلمه نه تنها دهانش اصلاً باز نشد بلکه دندانهايش بيشتر فشرده شد و استخوانهاي خروس به کلي خرد گرديد. خروس نيمه جان در حال جان كندن گفت: لعنت بر تو، که در ميان پيغمبران جرجيس را انتخاب کردي.

2- راجع به اين ضرب المثل روايت ديگري هم در نقل شده است .
جرجيس چندان مال داشت که محاسب و هم از ضبط حساب آن به عجز اعتراف مي کرد. در سرزمين موصل به دست حاکم جباري به نام داذيانه گرفتار شد. چون بت و صنم داذيانه به نام افلون را سجده نکرد به انواع عقوبتها او را مي کشتند اما به فرمان الهي زنده مي شد تا آنکه عذابي در رسيد و همۀ کافران را از ميان برداشت.
عطار مي نويسد: او را زنده در آتش انداختند، گوشتهايش را با شانۀ آهنين تکه تکه کردند و چرخي را که تيغهاي آهنين به آن نصب کرده بودند از روي بدنش گذراندند اما با آنکه سه بار او را کشتند هر سه بار زنده شد و سرانجام هم نمرد تا آنکه دشمنانش به آتشي که از آسمان فرستاده شد هلاک شدند
اما جرجيس چرا ضرب المثل شده است . علت آن اين است كه در ميان چند هزار پيامبر مرسل و غيرمرسل که براي هدايت و ارشاد افراد بشر مبعوث گرديده اند گويا تنها جرجيس پيغمبر صورتي پر چين و چروك و نازيبا داشت. جرجيس آبله رو بود و يک سالک بزرگ بر پيشاني- و به قولي بر روي بيني- داشت که به نازيبايي سيمايش مي افزود.
با توجه به اين خصوصيات اگر شخصي در ميان يک صد و بيست و چهار هزار پيغمبر به انتخاب جرجيس اقدام کند، بخاطر اين انتخاب ،اين ضرب المثل را مي آورند.